X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1385
رفتن ...
نوشته شده توسط سولماز در ساعت 12:44 ق.ظ

وقت رفتن، توی چشمات اشک حسرت رو میدیدم وقتی رفتی مثه بارون قطره قطره میچکیدم

 

تو نموندی تا با دستات بال زخمی مو ببندی کاش که بودی تا می پریدم مثه یک پرنده

 

نیمه های شب جز من که با خیال تو می گشتم جز من که در کنار تو می سوختم

 

تنها ستاره غریب بود که می سوخت تنها نسیم بود که می گشت

 

 

 

بچه ها اینم یه آهنگ از Ebru که خیلی دوست دارم

 

Seni benden almaya senin da gucun yetmaz su yarali kalbima benim

 

de sozum gecmaz Anamasanda beni dinlamasanda olur 

 

baskasinisevamam sacmalama ne olur anilar kilit lami sana resimlar

 

delil gibi bana alahim da sahit buna Gel icimdan seni al sana kolaysa

 

 sen onut sana yaziklar olsun bana seviyorum seviyorum seni cok

 

برای گرفتن تو ازقلب من تو هم زورت نمی رسه این قلب زخمیم حرف منم گوش نمی ده

اگه من و درک نکنی و اگه به حرف من گوش ندی مسئله ای نیست نمی تونم کس دیگه ای رو دوست داشته باشم خواهش می کنم چرت و پرت نگو

خاطره ها مثل کلیدی برای تو می مونه و عکس ها مثل دلیل برای من خدام هم شاهد اینه

بیا از قلب من خودت رو پس بگیر اگه فراموش کردن راحته تو فراموش کن

برای خودم متأسفم که هنوزم دوستت دارم خیلی زیاد .