می دونی طاقت جدایی رو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام که نری تو ازکنارم ازت زیاد خاطره دارم
می خوام اسمت و من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوستت دارم از عاشقای این دیارم
به یاد شبای زیر بارون که خیس می شد تموم سر و پاهامون
شبا همش من خواب تو رو می بینم
بین هفتا آسمون رو زمینم

تولدت مبارک برات بهترین ها رو آرزو دارم .
![]()
تو هم درد مرا درمان نخواهی داد ، می دانم
فقط آرامشم را می دهی بر باد ، می دانم
علیرغم تمام لحظه های آشناییمان
تو هم روزی نخواهی کرد از من یاد ، می دانم

با وفا یا بی وفا بودم گذشت
مدتی مهمان این ماتم سرا بودم گذشت
یه روزی دو تا چشمات و دیدم
اولین کسی بودی که تو یه نگاه پسندیدم
تو چشمات یه حسی بود
تو هم اولین چیزی که تو چشمام دیدی محبت بود یادته
به خودم گفتم این چشما همونیه که همیشه دنبالش بودی
نگاهت دروغ گفت ؟
راستی مگه نگاهها هم دروغ بلدن ؟
من فکر می کردم فقط زبون که دروغ گفتن براش آسونه
چه دنیایی !!!!! 
