دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ...
غـــــریبه !
این درد مشترک من و توست
که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگــر نگــــاه کنیم

سرود سبز شقایق همیشه بر پا بود شبی که نغمه ی دریا ترنّم ما بود
میان سینه ی مردم ترانه ای زیبا به رنگ بال کبوتر به رنگ رویا بود
زلال آبی چشمت در این شب مهتاب مثال پنجره ای رو به سوی دریا بود
کنار این همه آهن میان این همه دود درون سینه ی گلها ترانه پیدا بود
شکوه آبی دریا در این غروب خزان برای هستی دلها امید فردا بود
بخوان ترانه ی عشقی مثال شب پره ها برای خاطر او که همیشه تنها بود
برای از تو سرودن سبد سبد احساس میان چشم و دل و دفترم هویدا بود
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .
یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره .
یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .
یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم