سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1384
دنیا
گذشته فریبم می دهد
حال آزارم می دهد
آینده به وحشتم می اندازد
دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم
گذشته فریبم می دهد
حال آزارم می دهد
آینده به وحشتم می اندازد
دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم
هر سر موی مرا با تو هزاران کا راست
ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست
آهای تو که این همه دوری از من این روزا در حال عبوری از من آهای تو که فکر می کنی سوزوندی دار و ندارم و با دوری از من طاقت نداری
ببینی می دونم اینهمه طاقت و صبوری از من ستاره ها می گن پشیمون شدی می خوای بگی که غرق نوری از فکر نکنم بشه با صد تا
دریا این همه نفرت و بشوری از من نمی دونم می خوای با قلب سنگی دل ببری بازم چه جوری از من .؟؟؟؟؟؟؟؟؟