پنجشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1384
گر نمی دانی بدان
قدری ست که از تو ندارم خبری
چه کنم نامه من بر تو ندارد اثری
داشتم یک دل آنهم
به تو کردم تقدیم
بیش از این از من
بی دل تمنا داری
یکشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1384
فرصتم دهید
ای تمام زخمهای کهنه زخمهای خسته ام ای تمام لحظه های لخته بسته ام
ای تمام عقده های تمام اضطرابها فرصتم دهید تا دوباره بی نقاب زندگی کنم
در حضور آفتاب زندگی کنم ای تمام گیر و دارها حصارها ای تمام انتظارها غبارها
تمام بارها فرصتم دهید تا دوباره با عزیز خود آشتی کنم تا دوباره خلوتی فراهم آورم
ای تمام دروغها فریبها ای عجیبها غریبها تمام مرگها فرصتم دهید تا دوباره آنکه داشتم
به پای عشقم بریزم فرصتم دهید تا خودم شوم
تا خودم شوم
تا وجود و ورح خودم شوم
شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1384
سلام
با سلامی دوباره و عرض پوزش به علت غیبت طولانی
اینجانب به وبلاگی نویسی ادامه میدم
امیدوارم فراموشم نکرده باشید